خرید بک لینک

نوشته آخر و الان...

امروز از جمعه های پر از میگرن و حالت تهوع و کلی حس های عجیب بود درد بود و درد. که بعد از کلی قرص و شیاف بالاخره مهار شد. بالاخره تونستم مثل آدم عادی بشینم و به کار عقب مونده م بنویسم. توی کارم درگیرم با چت جی پی تی ازش ک...



برچسب: نویسنده: سینا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 19:20

بازی کردن نقش، سفر با دختر، برق رفتن و...بی خبر رفتن

این روزها دارم نقش یک ادمی که دلش می خواهد برق و اینترنت داشته باشه رو بازی می کنم. کسی که صبح ها زود میشینه پشت کامپیوتر تا قبل برق رفتن کارش رو بکنه.. اما این نقش بازی کردن ها هم یک روزی تموم میشه.. من میمونم یک بهت عم...



برچسب: نویسنده: سینا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 19:20

شعری با کمک چت جی پی تیبه تو می‌اندیشمبی‌هیچ حفاظی،مثل بارانی که بی‌چترروی تن شب می‌بارد.غرق می‌شوم در تو،نه با شوق،با سنگینی تمام آن چیزهاییکه دیگران نامش را"دلتنگی" گذاشته‌اند.جزئیات بیشتر درباره شعری با کمک چت جی پی تیچشمهایم، حرفهای، بادنه، گذاشتهاندهیچ، صداییمراهیچ صداییمرا از این غرقاب بیرون نمی‌کشد،نه صدای پرنده،نه عبور باد،نه حتی خودم.یادم باشد،فردااگر از خواب بیدار شدم،سمت خاطره‌ها نروم،و به چشم‌هایم اجازه دهمدر خاک بمانندبی‌نیاز از دیدن.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 19:20

دوباره قصه تکراری

دلم هنوز گرم است با وجود همه دلسردی ها...هنوز هم در دلم امیدی مبهم سوسو می زند. انگار می دانم صد سال بعد شاید قرن ها بعد همه چیز آرام خواهد شد دوباره پرنده ها از جان و دل آواز خواهند خواند ... دوباره چشمه ها خواهند جوشید...



برچسب: نویسنده: سینا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 19:20

دویدن های پوچ از سر اجبار!!!

دلم می خواهد اولویت لحظه هام او باشد چون آن موقع است که حالم تسکین پیدا میکند. انقدر دلشوره و استرس دارم که نمی دانم تا شب چه میشود و فقط می دوم و می دوم دوست ندارم کسی بامن صحبت کند دوست ندارم وقتم را بگیرد.....اصلا این...



برچسب: نویسنده: سینا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 19:20

دلم برای تو پر می کشد برای لحظه ای کنارت بودن برای ثانیه ای تو را نفس کشیدنعشق وجود ندارد. این را در سنی نزدیک به سی سال فهمیدم. عشق یک زن به مرد زمانی اوج می گیرد که مرد محبوبش برای او پول خرح کند. پووول های فراوان. وسط خرج کردن ها لبخند بزند و با محبت نگاهش کند که در نهایت شب عاشقانه ای با هم سپری کنند.عشق مرد به زن زمانی اوج می گیرد که زن هیکل خوش تراشی داشته باشد و حسابی دلبری کردن را بلد باشد آرایش ملیح و زیبایی نیز داشته باشد و این نامش عشق می شود. در قرن 21 به این مدل توجه کردن می گویند عشق.......من که حالم به هم می خورد. دلم صداقت راستین می خواهید یک دل سیر درک..انقدر دوستش داشته باشی که مجذوب او شوی که هر چه او می گوید شوی که تنها شوی چشم های محبوبت که هیچ شوی که غرق شوی بی خود نیست که عارفان می گن وقتی که خدا را بخواهی، تسلیم می شوی و می شوی خود خدا انگار که خدا در توست و با تو از هر آنچه می خواهد سخن می گوید. من که چشم ها رو شستم از آدمای اطرافم می خواهم به خدا دل بدم ببینم تهش چی میشه. خدا برای نماز صبح بیدارم کن. هرچی دلت میخواد باهام کن. میخوام بیام طرفت. واقعا پی بردم که عشق الان پوچه و اسمش عشق نیس بهش میگن سرگرمی.. من یه چیز والا می خوام زیادی خواهم من تو رو میخوام یه اطمینان بزرگ یه حس خوب...دستم رو بگیر. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا مرادی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 13:59

از خودم که پوچه بدم میاد. از خودم که هول هست بدم میاد

کی محکم میشی آخه.. انقد سست نباش

محکم و قوی

در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۱ ساعت 0:27 توسط تنها

برچسب: نویسنده: سینا مرادی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 13:59

صفحه بندی